تبلیغات
باران کلیک - طنز

باران کلیک

زدم به سیم آخر و گفتم ولش کن بیخیال/اون واسه من یار نمیشه بیخیال این عشق محال


ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯ ﭘﯿﺶ ﺗﻮ ﺗﺎﮐﺴﯽ ﺻﻨﺪﻟﯽ ﻋﻘﺐ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ،
ﯾﻪ ﺧﺎﻧﻮﻣﻪ ﺑﺎ ﭘﺴﺮ 4-5 ﺳﺎﻟﻪ ﺵ ﺟﻠﻮ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ.
ﯾﻬﻮ ﭘﺴﺮﻩ ﺭﻭ ﮐﺮﺩ ﺑﻪ ﻣﺎﻣﺎﻧﺶ ﮔﻔﺖ :
ﻣــﺎﻣــﺎﻥ ﯾﺎﺩﺗﻪ ﺍﻭﻥ ﺭﻭﺯ ﺧﻮﻧﻪ ﯼ ﺩﺍﯾﯽ ﺍﯾﻨﺎ ﮔﻮﺯﯾــﺪﯼ؟
ﻣﺎﻣﺎﻧﻪ ﺑﯿﭽﺎﺭﻩ،ﮔﻔﺖ : ﻣﺮﺳـــﯽ ﺁﻗﺎ! ﻣﺎ ﻫﻤﯿﻦ ﺟﺎ ﭘﯿﺎﺩﻩ
ﻣﯿﺸﯿﻢ
ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﺑﺪﺑﺨﺖ ﻫﻨﻮﺯ ﮐﺎﻣﻞ ﻭﺍﻧﺴﺘﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩ، ﺯﻧﻪ ﺩﺭِ
ﻣﺎﺷﯿﻨﻮ ﺑﺎ ﻋﺠﻠﻪ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩ،
ﯾﻪ ﻣﻮﺗﻮﺭﯼ ﻫﻢ ﺍﻭﻣﺪ ﺯﺩ ﺩﺭِ ﻣﺎﺷﯿﻨﻮ ﺳﺮﻭﯾﺲ ﮐﺮﺩ!
ﺭﺍﻧﻨﺪﻫﻪ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺷﺪ ﺩﻭﺩﺳﺘﯽ ﺯﺩ ﺗﻮ ﺳﺮﺵ
ﮔﻔﺖ : ﺧﺎﻧــــــــــــ
ـﻮﻡ! ﮔﻮﺯﯾﺪﯼ ﮐﻪ ﮔﻮﺯﯾﺪﯼ! ﻣﻨﻢ
ﻣﯿﮕــﻮﺯﻡ! ﺍﯾﻦ ﺁﻗﺎﻡ ﻣﯿﮕــﻮﺯﻩ !
ﺁﺧﻪ ﺭﯾـــــــــﺪﯼ ﺗﻮ ﺩﺭﻣﺎﺷﯿﻦ ((((((((((: ...
.
.

.
.
.
.مردی متوجه شد که گوش همسرش سنگین شده و شنوایی اش کم شده است…

به نظرش رسید که همسرش باید سمعک بگذارد ولی نمی دانست این موضوع را چگونه با او درمیان بگذارد.
به این خاطر، نزد دکتر خانوادگی شان رفت و مشکل را با او درمیان گذاشت.
دکتر گفت: برای اینکه بتوانی دقیقتر به من بگویی که میزان ناشنوایی همسرت چقدر است، آزمایش ساده ای وجود دارد. این کار را انجام بده و جوابش را به من بگو…

« ابتدا در فاصله ۴ متری او بایست و با صدای معمولی، مطلبی را به او بگو. اگر نشنید، همین کار را در فاصله ۳ متری تکرار کن. بعد در ۲ متری و به همین ترتیب تا بالاخره جواب بدهد. »

آن شب همسر آن مرد در آشپزخانه سرگرم تهیه شام بود و خود او در اتاق پذیرایی نشسته بود. مرد به خودش گفت: الان فاصله ما حدود ۴ متر است. بگذار امتحان کنم.

سپس با صدای معمولی از همسرش پرسید:

« عزیزم ، شام چی داریم؟ »

جوابی نشنید بعد بلند شد و یک متر به جلوتر به سمت آشپزخانه رفت و همان سوال را دوباره پرسید و باز هم جوابی نشنید. بازهم جلوتر رفت و به درب آشپزخانه رسید. سوالش را تکرار کرد و بازهم جوابی نشنید. این بار جلوتر رفت و درست از پشت همسرش گفت:

« عزیزم شام چی داریم؟ »

و همسرش گفت:

« مگه کری؟! » برای چهارمین بار میگم: « خوراک مرغ » !!


نوشته شده در دوشنبه 3 تیر 1392 ساعت 09:02 ب.ظ توسط ami fami نظرات |


(تعداد کل صفحات:[cb:pages_total]) [cb:pages_no]
Template By : Pichak